صدای زن در دل تاریکی و امید/ روایت ایستادگی، مهره بارکزی، فعال حقوق بشر و مدافع برجستهٔ حقوق افراد+LGBTQ افغانستان

AF Women's Justice Movement
11 Min Read


مقدمه
در میان دیوارهای بلند انکار و نفرت، صداهایی برخاسته اند که نه تنها نشان از رنج، بلکه مظهر ایستادگی اند. یکی از این صداها، صدای مهره بارکزی است. کسی که خود، یکی از اعضای اقلیت های جنسیتی است؛ او با شجاعت در برابر جامعهٔ مردسالار افغانستان، علیه ستم بر اقلیت های جنسی و جنسیتی به پا خاست؛ مهره، در اوج خشونت های بی رحمانهٔ طالبان علیه جامعه ای +LGBTQ، نه سکوت کرد و نه عقب نشست. سخنان او گواهی بر تلخی های عمیق و مقاومت بی امان است؛ روایت انسانی، مستند و الهام بخش از ایستادگی در برابر تبعیض، انکار و سرکوب.

روش اجرا و تیم تهیه
این گفتگو به گونه ای آنلاین و کتبی، به تاریخ 8 جولای 2025، در فضای امن و رمز گذاری شده انجام شد. مصاحبه به طور مستقیم میان پژوهشگر و مصاحبه شونده صورت گرفت، هیچ مداخله ای در محتوای پاسخ ها صورت نگرفته است. تمامی جملات با حفظ اصالت بیان فردی مصاحبه شونده نگاشته شده است. متن حاضر حاصل یک روند مستند سازی دقیق است؛ که در راستای ثبت و بازتاب مقاومت زنان و افراد +GBTQ در برابر نظام تمامیت خواه و جنسیت ستیزی به ویژه نظام طالبان، با تکیه بر اصول حقوق بشر و معیار های اخلاقی پژوهشی انجام شده است.
نویسنده و مدیر محتوا: نسرین فرامرز، پژوهشگر مستقل، دارندهٔ مدرک کارشناسی ارشد، حقوق جزا و جرم شناسی و عضو هیأت رهبری جنبش زنان عدالت خواه افغانستان
هماهنگ کننده و مشاور: هدا خموش، نویسنده و بنیان گذار جنبش زنان عدالت خواه افغانستان

1. لطفا خود را معرفی کرده بگوید چگونه وارد مسیر فعالیت های حقوقی شدید؟
من مهره بارکزی هستم، پنچ سال است که برای حقوق افراد +LGBTQ در افغانستان مبارزه می کنم؛ مبارزه ام را از داخل افغانستان آغاز کردم. دلیل آعاز این مسیر، بی عدالتی شدیدی بود که میدیدم: حتا تا امروز، فعالان حقوق بشر کنار افراد +LGBTQ نه ایستاده اند، و برای حقوق آنها دادخواهی نکرده اند. این وضعیت برایم بسیار ناراحت کننده بود، با خود فکر میکردم که باید خودم صدای این افراد باشم؛ افرادی که همیشه تحت ستم زندگی کرده اند، و قربانی یک نظام مردسالار بوده اند؛ درست مثل زنان، با این تفاوت که برای زنان دست کم برخی قوانین حمایتی و امتیازاتی و جوده داشته، اما برای افراد +LGBTQ، همان حمایت های حد اقلی هم و جود نداشت، و آنها حتا از حقوق ابتدایی انسانی هم محروم بوده ند.
2. در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان وضعیت جامعه ای +LGBTQ را چگونه تعریف میکنید؟
در دوره ای حاکمیت طالبان، وضعیت افراد +LGBTQ فاجعه بار و و حشتناک است؛ این افراد کشته میشوند، در ترس همیشگی به سر می برند و شدیدا افسرده میشوند. از ترس نمیتوانند از خانه بیرون بیایند، مرگ تدریجی را پذیرفته اند، اما جرأت بیرون رفتن برای تهیه ای مایحتاج روزمره را ندارند. بسیاری آنها در پاکستان پناه بردند؛ اما درآنجا هم برخی شان کشته شدند. کشتار افراد +LGBTQ، در داخل افغانستان همچنان ادامه دارد؛ تنها فرقش این است که رسانه ها سکوت کرده اند و چشم و گوش مردم نسبت به این جنایت ها بسته شده است. همین موضوع وضعیت این افراد را پیچیده تر و ترسناک تر کرده است.
3. اوضاع حقوقی افراد +LGBTQ را با توجه به نظام جمهوری و حاکمیت رژیم طالبان در افغانستان چگونه ارزیابی میکنید؟
افراد جامعهٔ کویر همیشه در یک نظام آپارتایت زندگی کرده اند؛ چه در دوره ای جمهوریت و چه در حاکمیت طالبان، که خود نیز برای زنان یک نظام آپارتایدی ایجاد کرده است؛ خانواده ها خودشان فرزندان کوییر خود را طرد یا به قتل میرساندند، بسیاری آنها مجبور به تن فروشی شدند، و همان جا هم کشته شدند. پلیس ها نه تنها کمک نمیکردند، بلکه خودشان شریک جرم بودند. طالبان هم وجود ما را انکار میکنند، ما را به دلیل جنسیت ما، شلاق میزنند، تجاوز میکنند و به قتل میرسانند. موارد زیادی از خودکشی ها در جامعه ای ما در افغانستان وجود دارد.
4. مبارزه شما علیه وضعیت رقتبار افراد کوییر در افغانستان چگونه بوده؟ چه خطرهای را تجربه کرده ایید؟
مبارزه ای من در چند جبهه است: جامعه ای افغانستان که ما را سرکوب میکند، فعالان حقوق بشر که در مورد ما سکوت کرده اند و طالبان که علیه ما تهدید دایمی اند. بارها هدف حمله قرار گرفتم. حتا در سویس هم به خانه ما حمله شد. باید فعالان حقوق بشر هویت ما را به رسمیت بشناسند و در کنار ما بایستند.
5. آیا شما توانسته ایید صدای افراد +LGBTQ افغانستان را به رسانه ها، سازمان های بین المللی و دیگر نهاد های حقوق بشری برسانید؟ تجربه های شما در زمینه چه بوده است؟
بله، من بار ها صدای جامعه ای +LGBTQ افغانستان را به سازمان ملل، رسانه ها، دادگاه بین المللی جزایی و دیگر نهادهای حقوق بشری رسانده ام، در گفتگو با سازمان ملل در سال 2023، برای نخستین بار در تاریخ، مسئله ای حقوق افراد جامعه ای +LGBTQ افغانستان مطرح شد. این یکی از بزرگترین دست آوردهای من و بسیار مهم برای جامعه ای ما بود.
6. دست آوردهای که در مسیر مبارزات تان برای افراد جامعه ای +LGBTQ افغانستان داشته اید، هرچند کوچک چیست؟ و چه چیزی به شما انگیزه میدهد؟
من دست آوردهای بزرگی داشته ام، مهمترینش این است، که اکنون مردم در مورد جامعه ای +LGBTQ افغانستان صحبت میکنند؛ همین صحبت کردن یک گام بزرگ است. افتخار دیگرم، اعتصاب دومم در سپتامبر 2024، در برلین بود، که پس از 11 روز، اکثری خواسته هایم پذیرفته شد، اکنون در حال نگارش اولین کتابم هستم، در باره ی زندگی شخصی و افراد جامعه کویر افغانستان، که نخستین اثر ادبی از سوی یک فردی +LGBTQ افغانستان خواهد بود.
7. چه تهدیدات یا محدودیت های بزرگتری پیش روی شما و دیگر فعالان حقوق افراد +LGBTQ افغانستان وجود دارد؟
بزرگترین تهدید، عدم حمایت دیگر فعالان است، بسیاری از فعالان حقوق زن و فعالان مدنی، به دلیلی ترس، یا نا آگاهی، از همکاری با ما خود داری میکنند. همچنین نبود منابع مالی، دسترسی نداشتن به نهادهای بین المللی و انحصاری بودن شبکه ها از چالش های اساسی ماست. من باید کار کنم تا زندگی ام بگذرد و از همان درآمد، هزینه ای مبارزه را بدهم، برای خیلی ها، تنها دغدغه ی بقا باقی میماند و دیگر فرصتی برای فعالیت نمیماند.
8. در چشم انداز شما، مهمترین نیاز های جامعه ای +LGBTQ افغانستان چیست؟ و اگر طالبان سقوط کنند چه چیزی برای این جامعه تغییر خواهد کرد؟
مهمترین نیاز جامعه ای +LGBTQ افغانستان، وضع و اجرای قوانین حمایتی است، تا حقوق و امنیت ما را تضمین کند. باید از خشونت، طرد و شکنجه محافظت شویم. همچنین مفاهیم تنوع جنسیتی باید وارد سیستم آموزش و پرورش شود، تا کودکان از سن پاین بدانند، انسانها جنسیت های گوناگون دارند، این آگاهی، پایه ای برای کاهش خشونت و همزیستی خواهد بود. با سقوط طالبان اگر این حمایت ها فراهم شود، تغییرات اساسی برای ما ممکن خواهد شد.
9. اگر بخواهید یک جمله به اعضای جامعه ای +LGBTQ افغانستان، که هنوز درترس و خفا زندگی میکنند بگویید آن جمله چه خواهد بود؟
می خواهم بگویم؛ که شما قوی هستید. با جامعه، خانواده، کوچه و بازار جنگیده اید و هنوز ایستاده اید. تاریخ مبارزه با طالبان را شما می سازید. خودتان را بپذیرید. ممکن است سخت باشد اما هرگز ناممکن نیست. شما الگوی جهان هستید؛ من از شما یاد گرفته ام.
10. آیا پیام یا توصیه ای به جامعه ای جهانی، مدافعان حقوق بشر یا سیاست گذاران بین المللی دارید؟
پیام من به جامعه ای جهانی:
جامعه ی جهانی با ید حضور اجتماعی و سیاسی افراد +LGBTQ را در سیاست گذاری ها به رسمیت بشناسد، این افراد نه فقط در باره ی حقوق خودشان، بلکه در مورد صلح، آموزش، اقتصاد و جامعه باید حق حرف زدن داشته باشند. وقتی این حضور تثبیت شود نگاه جامعه انسانی تر خواهد شد و میفهمند که افراد +LGBTQ، بیگانه نیستند، بلکه بخشی از مردم اند. با طالبان، که یک گروه تروریستی هستند، تعامل نکنید و حقوق بشر را سیاسی نسازید. مانند تجربه ی ایران عمل نکنید که بعد ها نتوانید جلوی جنایاتش را بگیرید. توصیه ای من به دیگرفعالان مدنی: تنوع جنسیتی را بشناسید، مطالعه کنید و در مبارزات تان ما را حذف نکنید.
سخن آخر
در روزگاری که حقیقت سرکوب میشود و صدا ها خاموش میگردند، روایت های چون صدای مهره بارکزی، نه تنها نوری در دل تاریکی اند، بلکه سندهایی هستند برای فردا. امید این است که این مستندسازیها، در دادگاه های عدالت، صدای قربانیانی باشد که در سکوت، جهان را تکان داده اند. باشد که این صداها هرگز خاموش نشوند، و از دل این تاریکی، طلوعی برای آزادی و برابری برخیزد.

بدون دیدگاه

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *