
در عرصه سیاست جهانی، تصاویر دیپلماتیک اغلب چون نقابی فریبنده عمل میکنند که زیر آن، جنایات سازمانیافته فریاد میزنند و جهان را به چالش میکشند. تصاویر اخیر خبرگزاری قطر از مأموریت امدادی در فرودگاه کابل، این نقاب را از چهره طالبان کنار میزند: «مریم بنت علی بن ناصر المسند»، وزیر همکاریهای بینالمللی قطر، با چهرهای باز و بدون حجاب کامل، در میان مقامات طالبان ایستاده و با آنان دست میدهد؛ صحنهای که قطر را بهعنوان ناجی زلزلهزدگان با چهار هواپیمای تجهیزات پزشکی و دو بیمارستان صحرایی جلوه میدهد. اما این نمایشهای پوچ، عمق فاجعهبار ریاکاری طالبان را آشکار میکند: گروهی که از سال ۲۰۲۱ زنان افغان را در یک «آپارتاید جنسیتی» وحشیانه زندانی کرده، اکنون با زنان خارجی بدون هیچ اعتراضی همنشین میشود؛ و این تناقض نهتنها دیپلماتیک، بلکه جنایتکارانه است.
در قاب این تصاویر، وزیر قطری در مرکز حلقهای از مردان با لباسهای سنتی قطری و یونیفرمهای نظامی، و طالبان با پوششهای کهنهشان قرار دارد. گفتوگوهای صمیمی با مقام ارشد وزارت خارجه طالبان، هواپیمای قطری در پسزمینه، و حتی خوشامدگویی سنتی دست بر سینه – همه اینها نمایی از «همکاری بشردوستانه» میسازند. اما واقعیت تلخ این است: طالبان با بهانههای مذهبی دروغین، تحصیل دختران پس از صنف ششم را ممنوع کرده، برقع را به زنجیری اجباری بدل ساخته، حضور بدون محرم مرد را جرم اعلام نموده و حتی صدای زنان را در رسانهها سانسور کردهاند. زنان افغان برای یک نفس آزادی با باتوم، زندان و تحقیر روبهرو هستند، در حالی که طالبان با یک وزیر زن خارجی مانند دوستان قدیمی رفتار میکند. این تناقض جنایتکارانه نهتنها معیارهای دوگانه را افشا میکند، بلکه سوءاستفاده کثیف از دین را برای سلطه مطلق بر جامعه فریاد میزند – دینی که برای افغانها قبرستان آزادی است، اما برای خارجیها بلیطی برای روابط دیپلماتیک و منافع اقتصادی.
این دورویی، در برخورد با گردشگران زن خارجی، به اوج نفرتانگیز خود میرسد و طالبان را بهعنوان ریاکاران حرفهای رسوا میسازد. گزارشهای معتبر نشان میدهند که طالبان برای جذب درآمد توریستی و سفیدنمایی تصویر «صلحآمیز» حکومتشان، از زنان گردشگر خارجی با آغوش باز استقبال میکنند؛ آزادیهایی که برای زنان افغان، رویایی دستنیافتنی است. در حالی که دختران افغان از آموزش، کار و حتی ورود به پارکها محروماند، گردشگران زن خارجی میتوانند بدون محرم سفر کنند، در خیابانهای کابل دوچرخهسواری نمایند، از بازارهای تاریخی بازدید کنند و در مکانهای تفریحی عکس بگیرند – بدون آنکه طالبان دخالتی کند. روزنامههای معتبر گزارش دادهاند که طالبان تورهای هدایتشده برای خارجیها راهاندازی کردهاند با قوانین پوشش انعطافپذیر: حجاب کامل اجباری نیست و زنان با پوشش معمولی غربی پذیرفته میشوند. رسانههای جهانی تأیید میکنند که گردشگری تحت طالبان در حال رونق است، با ورود غربیها به مکانهای دستنخورده، در حالی که زنان محلی در زنجیرهای سرکوب اسیرند. سازمانهای حقوق بشری هشدار میدهند که این گردشگران با انتشار محتوای مثبت در شبکههای اجتماعی، «آپارتاید جنسیتی» را پنهان میکنند و به طالبان کمک میکنند تا جنایاتشان را توجیه نمایند.
نمونههای تازه این ریاکاری مرزهای جدیدی را درنوردیدهاند. در ماه مارس ۲۰۲۵، بازدید یک بازیگر مشهور فیلمهای مستهجن از افغانستان بدون هیچ محدودیتی موجی از خشم جهانی برانگیخت: او آزادانه در کابل گشتوگذار کرد و حتی با مقامات طالبان دیدار نمود، در حالی که زنان افغان برای یک قدم بدون برقع به زندان کشیده میشوند. این نمونه نشان داد طالبان چگونه از گردشگری برای درآمدزایی استفاده میکنند، بدون توجه به سرکوب داخلی. همچنین، در ماه جنوری ۲۰۲۵، یک منازعه در بخش مامایی بیمارستانهای کابل فاش شد: طالبان زنان باردار خود را برای درمان به کلینیکها میبرند، اما برای زنان عادی افغان دسترسی به مراقبتهای بهداشتی را با قوانین سختگیرانه محدود کردهاند – مثالی دیگر از امتیازات ویژه برای نخبگان که زندگی میلیونها زن را به خطر میاندازد. گزارشهای حقوق بشری تأکید دارند که چنین دوگانگیها، نسل آینده زنان افغان را نابود میکند، با افزایش نرخ مرگومیر مادران به بیش از ۶۰۰ در هر ۱۰۰ هزار تولد – دو برابر میانگین جهانی.
ریاکاری طالبان مرز نمیشناسد: رهبرانشان دختران را برای تحصیل به خارج میفرستند و خانوادههایشان از پاسپورتهای دیپلماتیک برای سفرهای آزادانه استفاده میکنند – امتیازی که برای زنان عادی، توهینآمیز است. این امتیازات ویژه، در تضاد با سرکوب عمومی، عمق نابرابری فاجعهبار را برجسته میکند و طالبان را بهعنوان دیکتاتورانی ریاکار افشا میسازد. تأثیرات اقتصادی این آپارتاید جنسیتی، ویرانگر است: ممنوعیت کار زنان، اقتصاد افغانستان را ۲۰ درصد کوچکتر کرده، با بیش از یکونیم میلیون زن بیکار، که منجر به فقر گسترده و مهاجرت اجباری شده است. کودکان دختر قربانیان اصلیاند: بیش از یکمیلیون دختر از مدرسه محروم شدهاند و نسل آینده در جهل و خشونت پرورش مییابند.
قطر، بهعنوان میزبان دفتر طالبان و میانجی توافقهای گذشته، در این جنایت شریک است. حمایتهای مالیاش، مانند ۷۵ میلیون دلار برای آموزش زنان، تنها یک نمایش پوچ است – بدون فشارهای واقعی، تغییری ایجاد نمیکند. گزارشهای اخیر سازمانهای حقوق بشری، «آپارتاید جنسیتی» را بهعنوان «جرم بینالمللی» شناختهاند و هشدار دادهاند که حمایتهای دیپلماتیک قطر و دیگران، سرکوب را عمیقتر کرده و زنان افغان را در بدترین بحران حقوق بشری قرن گرفتار ساخته است. این حمایتها خیانتی آشکار به مردم افغانستان است – خیانتی که بازگشت طالبان را ممکن کرد، آزادی را نابود ساخت و جهان را به شاهد خاموش این فاجعه بدل نمود. فعالان زن افغان، از طریق کمپینهایی مانند «پایان آپارتاید جنسیتی»، فریاد میزنند که سکوت جهانی، همدستی است.
این تصاویر و گزارشها نه دعوت به سکوت، بلکه فریادی برای عدالتاند: جامعه جهانی باید از کمکهای بشردوستانه به تحریمهای سخت، فشارهای دیپلماتیک و به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی بهعنوان جرم علیه بشریت گذر کند. طالبان نمیتواند با استقبال از گردشگران خارجی یا دیپلماتها، جنایات علیه زنان افغان را پنهان کند. زنان افغانستان شایسته آزادی واقعی، آموزش و مجازات مجرماناند، نه نمایشهای کثیف و تضادهای ریاکارانه. اگر جهان سکوت کند، شریک این جنایت خواهد بود – و تاریخ هرگز نخواهد بخشید.